آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک
 
 
فـ داکاری، ا نسانیت، کـ وشش
نظرات |


امروز مدرسه مارو مثلن برد سینه زنی ولی ما کل مسیر را مثل بیشعور ها هار هار هار خندیدیم
البت همه خندیدن ولی همه مثل بیشعور ها نبودن
مثلن قرار بود ما دوم ها با اتوبوس بریم ولی چون مدرسه مان ریدمان است ما پیاده رفتیم و من به شخصه راضی بودم و همین که من راضی باشم بس است
در مسیر ما اسگل بازی در میاوردیم و هی اینو آن را مسخره میکردیم و اینو آن هم سرافکنده میشدند ولی نمیشد به آنو این تیکه انداخت چون میگرفتن .....
آره دیگه
الان رضا بود مثه اسب میگفتا جای خالی نمیذاشت
و هویجوری رفتیم و از یک پل هوایی با بدبختی رفتیم بالا ولی پایین اومدنش خعلی خوب بود
این یارو سرعت این پله برقیشو اسب متر بر ثانیه کرده بود انگار سوار این ترن مرنای شهر بازی شده بودی بچه ها هم از جمله من جیغ میغ میزدن انگار تونل وحشت بود
خداییش خیلی خوب بود
بعدش هم داشتیم میرفتیم و چشمای عقابی ما کار کرد و دیدیم از بالا کفتر میاید و یک دانه که چه عرض کنم یه کلاس دختر دارن از تو کلاسشون دست تکون میدن
البت فکر میکردم دست تکون میدن چون عینک نداشتم و وقتی عینک رو گرفتم فهمیدم دارن ف*ک نشون میدن و دم خودم گرم که از اون همه پسر فقط من شجاعت پیدا کردم و فا* نشون دادم و این جمله رو تو ذهنم حک کردم:
"یک *اک پسرانه به از بیست ف*ک دخترانه"
بعدش هم رفتیم یه جا که یک سری رفتن اون جلو ملو ها و سینه زدن ولی ما رفتیم اون ته مها به هوای اینکه نوحه خون بگه عقبیا حال میکنن؟
که نگفت
و ما هی نم نم رفتیم جلو
بچه های ما و بچه های مدارس دیگه هم که وحشی بازی در میاوردن و سی دی های آموزشی که بهشون داده بودن رو مثه اسب پرت میکردن هوا و چند نفر عملن به *اک رفتن
یه ربع هم وسط مراسم که جلومون شلوغ شده بود و دید نداشتیم دراز کشیدیم و خوابیدیم که جلومون زارتی خلوت شد و گفتیم یا حضرت عباس و سریع پا شدیمو از جلو چشم همه خفه شدیم تا به فا* نرفتیم
حالا سوال اینجاست که من چند بار جمله ف*ک رو در این پست بکار بردم؟
جواب های خود را به سامان نه، بلکه خواهرش سامانه پیامک بزنید و اگر خیلی اصرار دارین میس کال بندازین


مرتبط با : روزانه
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392
زمان : 05:05 ب.ظ
ارزش خوندن داره
نظرات |

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺮﻭ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻣﺖ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﻤﻮﻣﻪ
ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ
ﭘﺴﺮ :
ﺩﻳﮕﻪ
ﺍﺯﺕ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﮑﺮﺍﺭﻱ ﺷﺪﻩ . ﻭﺗﻠﻔﻦ ﻗﻄﻊ
ﺷﺪ
ﺩﺧﺘﺮﺧﻴﻠﻲ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻭﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮﺍﺗﺎﻗﺶ ﭼﺸﻤﺶ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ
ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭ ﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﻋﮑﺲ ﻋﺸﻘﺸﻮﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﺍﺷﮏ ﺗﻮﭼﺸﺎﺵ ﺣﻠﻘﻪ
ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﻮﺭﺩﻋﻼﻗﻪ ﻱ ﻋﺸﻘﺸﻮﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﻭﮔﻮﺵ ﻣﻴﺪﻩ ﺩﻳﮕﻪ
ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺗﺎﺏ ﻧﻤﻴﺎﺭﻥ ﻭﻣﻴﺮﻳﺰﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﺮﺩﻳﻪ ﺗﻴﮑﻪ ﺍﻱ
ﺍﺯﻭﺟﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ . ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺍﺑﺶ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﻪ
ﭘﺴﺮﭘﻴﺎﻡ
ﺩﺍﺩ : ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﻮﻣﻴﺨﻮﻧﻲ ﺟﺴﻤﻢ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻏﺮﻳﺒﻪ
ﺷﺪﻩ
ﻭﻟﻲ ﺩﻟﻢ ﻫﻤﻤﻤﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪﺑﻴﺪﺍﺭﻱ ﺟﺴﻢ ﻫﺎ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ . ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺗﺎﻗﺶ
ﻣﻴﺮﻩ
ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻗﻴﻘﺎ 3:34 ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﮑﻮﺕ ﻭﺗﺎﺭﻳﮑﻲ ﺧﻮﺩﺵ
ﺭﻭﺍﺯﺑﺎﻻﻱ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩ ﺩﺧﺘﺮﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ
ﺗﻮﺗﻨﻬﺎﻳﻲ
ﻣﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﻣﺎﺩﺭﺩﺧﺘﺮ ﻃﺒﻖ ﻋﺎﺩﺕ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮﺵ
ﺭﻓﺖ
ﺗﺎﺑﻴﺪﺍﺭﺵ ﮐﻨﻪ ﺍﻣﺎﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭﻧﺪﻳﺪ . ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺧﺘﺮﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ
ﻭﭘﻴﺎﭘﻲ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﺗﻮﺟﻬﺶ ﺭﻭﺟﻠﺐ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮔﻮﺷﻲ
ﺭﻓﺖ
ﭘﺴﺮﻯ ﻣﺪﺍﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﻴﮕﺮﻓﺖ . ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺩﺭﺩﺧﺘﺮﺑﻪ
ﭘﻴﺎﻣﻲ
ﺍﻓﺘﺎﺩﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ : ﻋﺰﻳﺰﻡ،ﻋﺸﻘﻢ،ﺑﺨﺪﺍ ﺷﻮﺧﻲ
ﮐﺮﺩﻡ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ ﺧﻮﺍﻫﺶ
ﻣﻴﮑﻨﻢ
ﻋﺸﻘﻢ ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﻮﺭﻭﺧﺪﺍ .... ﺍﻭﻥ ﭘﻴﺎﻡ
ﺩﻗﻴﻘﺎﺳﺎﻋﺖ 3:35 ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ... ﻣﺎﺩﺭﺩﺧﺘﺮﺑﻪ ﻃﺮﻑ
ﭘﻨﺠﺮﻩ
ﻱ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭﭼﻴﺰﻱ
ﮐﻪ
ﻣﻴﺪﻳﺪ ﺑﺎﻭﺭﻧﻤﻴﮑﺮﺩ ... ﻛﻠﻴﭙﺲ ﺩﺧﺘﺮﺑﻪ ﺑﻨﺪﻟﺒﺎﺳﻰ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ
ﮔﻴﺮﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .... ﺁﺭﻩ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ



مرتبط با : روزانه
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : جمعه 24 آبان 1392
زمان : 09:58 ق.ظ
حقیقت
نظرات |


گرچه بنی ادم اعضای یک پیکرند

ولی خوشتیپایی که رو مد نیستن
در آفرینش از همه سرترند


مرتبط با : روزانه
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : دوشنبه 8 مهر 1392
زمان : 07:03 ب.ظ
عصبی
نظرات |

این جمله رو من دیشب در فوق عصبانیت و در دلم گفتم که یکم بی ادبیه

"من بزرگ و ع&@ن شدم، دیگه کوچیک و غذا نیستم"



مرتبط با : روزانه
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392
زمان : 02:06 ب.ظ
نمیچتیم
نظرات |

سلام بچه ها
این هم یه شر جدید که حال و اوضاع من تو این چند روزه
با چندی دعوام شده کلن اعصابم داغونه
سعی کردم تو این یکی از کلمات رکیک استفاده نکنم
ببخشید که تو قبلیه بی ادب بودم
قبلیا از نظر قافیه و وزن بهتر بودن به نظر خودم ولی اینم خوفه
رو عکس کیلیک کنید که در اندازه واقعی ببینین


مرتبط با : روزانه موزیک
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : شنبه 9 شهریور 1392
زمان : 08:03 ب.ظ
اعتراف
نظرات |

هی گایز
چه خبر؟
امروز میخوام یه اعتراف بکنم
اون شعر که چند وقت پیش تو وب رضا با اسم اسمیگل دیدین مال من بود و این شعر رو دوباره با اسم هنریه جدیدم یعنی A.K. Farding میذارم
A.K هم مخفف امیر کیدینگ میباشد و فردینگ هم واسه فرد آخر فامیلیمه و این اسم هنری رو با کمک رضا با هم گذاشتیم



مرتبط با : روزانه موزیک
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392
زمان : 03:45 ب.ظ
روسری
نظرات |

دوست مامانم اومده اینجا
بعد بابا و داداشم خونه نیستن
بعد مامانم میگه روسریتو بردار مردا نیستن

خو مادر من اینجا من عنم؟

یا جاستین بیبرم؟
اصلاً ناراحت شدم با بوس و بغل هم آروم نمیشم

آیپد میخوام

راستی یه خبر خوف

اپل ما رو از لیست تحریمی ها برداشت منبع هم که خودمونیم اگه هم حرفمون صحت نداشت تو مای لفت


مرتبط با : روزانه خبر
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392
زمان : 02:26 ب.ظ
نون و ویروس
نظرات |

راستش چند روز است که یه نونوایی سر کوچمون باز شده و ننه ام هی مرا میندازد بیرون و میگوید برو نون بگیر و اصلاً هم برایش مهم نیست که من آدم گشادی هستم و آدم زرنگی نیستم
و بعد که میروم نون بگیرم همیشه یک پیرزن جلوی ما در صف چپیده و معلوم نیست چنتا نون میخواهد و آخر سر ما میفهمیم که یک نون بیشتر نمیخواسته و تا آن موقع ما مثل بز در پشتش در صف چپیده و منتظر نون بودیم
و من نون را همونجوری میاورم خونه و تهش را نمیسابم که این چرت و پرت هایش کنده شود و پدرم همیشه من را سر این موضوع جر میدهد و من میگویم که آن ها ویتامین دارند و آن ها به لفتشان هم نیست و نمیگویند که من تحصیل کرده هستم و نمره زیستم از ریاضیم بیشتر بوده است
بعد از اون هم من چند روزی است گلویم جر خورده است و اعصابم لفتی است
داداشم هم گفت یو اس بی بیار من هم بردم و دادم دستش و با این اعصابم در صورتش نکوبیدم و او هم میگوید یو اس بی ویروس گرفته و من میگویم خو مگه نمیبینی که چند روز است گلویم درد میکند و سرما خوردم و او هم میگوید نه این برای لبتاب توست و داداشم هم قبول نمیکند که من تحصیل کرده هستم و هی به لبتاب ما گیر میدهد و همه شان به تحصیل کردگی من حسودی میکنند
خو فهمیدین من تحصیل کرده هستم؟یا حتماً باید از کارمانه ام عکس بگیرم و بچپانم تو این وبلاگ؟


مرتبط با : روزانه
نویسنده : شما میتونید امیر صدام کنین
تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
زمان : 10:54 ق.ظ


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic